امروزم تا اینجا
-
تاریخ: 1405/7/11 ساعت: 2:10
ی روزا دیدین هی گریه می کنین هی ناراحتین هی حوصله ندارین اصلا نمیدونین چتونه ولی من می دونم چمه و در روز جاری کلا ب گریه گذشت حوصله ام گرفت شب تعریف می کنم حتما در زمان حاضر به هر حرفی زدم زیر گریه و در زمان حاضر حس کردم چقدر ادم ضعیفی هستم و در روز جاری حس کردم اصلا مادر قوی نبودم که بچه هام از من ...
اتفاقای دیروز به تاریخ 89 مهر 1405
-
تاریخ: 1405/7/11 ساعت: 2:10
اتفاقای دیروز به تاریخ 89 مهر 1405 دیروز واقعا حالم بد بودیعنی اولش خوب بودماولی یهویی حالم بد بودما کنار دفتر دو تا مغازه داریم که باهم حرف می زنیم میان چایی می خورن و خلاصه این جوریدیروز اومدن منم در مورد شرایط دختر بزرگم گفتم که گفتم حالا باباش نظر قطعی نداده بیاد ببینیم چی میگهیهو حرف حرفمن اشکم...
دخترم زنگ زد
-
تاریخ: 1405/5/20 ساعت: 20:10
دخترم زنگ زد این س روز منتظر بودم بچه ها ی زنگ بزنن که خب زنگ نزدندختر کوچیکم اون روز نت می خواست بهم پیام داد دیروز من بهشون پیام دادم خوندن جواب ندادن بعد پیام دادن ادرس خونه رو بفرست ( چون اشتباهی شناسنامه منو برده بودن) و اونجا میگم چرا جواب ندادین برگشتن گفتن می خواستیم بریم بیرون نشد جواب بدیم...
خبر اول صبح
-
تاریخ: 1405/5/20 ساعت: 20:10
خبر اول صبح خب مادر شوهر سابقم نسبت فامیلی نزدیک داره باهامون الان دخترم اول صبح پیامک داده اره حال مادر بزرگم بده بردنش ای سی یو یا سی سی یو ( دقیق نمیدونست کدوم) حالا اون ک نگران خودش بود ک پسره نمی تونه بره خواستگاریشولی من نگران بابام5 ساله از عزیزترین کسش بی خبره و خب این وسط من خودم رو مقصر می...
گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود
-
تاریخ: 1405/5/20 ساعت: 20:10
گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود گاهی گمان نمی کنی ولی خوب می شودگاهی نمی شود که نمی شود که نمی شودگاهی بساط عیش خودش جور می شودگاهی دگر، تهیه بدستور می شودگه جور می شود خود آن بی مقدمهگه با دو صد مقدمه ناجور می شودگاهی هزار دوره دعا بی اجابت استگاهی نگفته قرعه به نام تو می شودگاهی گدای گدایی و بخ...
شعر خاطره انگیز
-
تاریخ: 1405/5/20 ساعت: 20:10
شعر خاطره انگیز سالها پیش وقتی فکر کنم راهنمایی بودم یا اوایل دوره دبیرستان ( نوه داییم دختر بود) گفت بیا برات ی شعری بنویسم دست خطشم خیلی خوب بود و من این شعر رو خیلی دوست داشتم حتی حفظش کرده بودم و اون شعر اینه:شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی تو را با لهجه ی گلهای نیلوفر صدا کردمتمام شب برای ب...
مریضی عمه
-
تاریخ: 1405/5/20 ساعت: 20:10
مریضی عمه امروز عمه کوچیکه اومده با بابام صحبت کنه که ببرتش خواهرش رو ببینهو خب مامانم فهمیده اول چیزی نگفته بعد ابتدا کرده اره اینکارو کردن اون کار کرد و فلانبعد برگشته گفته اگه بره دیدنش دیگه خونواده ای ندارهب من زنگ زد گفت گفتم مامان اگه بدی کرده به تو 10 درصد بدی کرده به من ده برابر بیشتر بدی کر...
حرف زدن
-
تاریخ: 1405/5/20 ساعت: 20:10
حرف زدن خیلی دلم می خواد حرف بزنمیا وبلاگ گیر می کنه باز نمی کنهیا انقد کار رو سرم می ریزه که فرصت نمی کنممی خواستم دیشب مکالمه ام با دخترا رو پست کنم یعنی حتی فرصت نکردم برم از کانال کپی کنم بیارم اینجا پیست کنم ک بمونهخیلی اذیت کننده شده شرایط کاش زودتر ی کم اوضاع درست شههنوز 6 تا چک گوشیم مونده و...
اعصابم خرابه
-
تاریخ: 1405/5/20 ساعت: 20:10
اعصابم خرابه سر مریضی مادر بزرگ بچه ها و خواهر بابام خیلی بهم ریختمبا همه بدی هایی ک بهم کرد با همه حرفای بدی ک بهم زدولی خب باز نگرانشمحالا جدای از اینامامانم یکی یکی هر حرفی زدن رو هی گفت گفت گفت یاداوری کردمنم روانم بهم ریختمتاسفانه نمی تونم گذشت کنمولی خب دلمم براش می سوزه:( پریسا شنبه هفدهم مرد...
غمگینم
-
تاریخ: 1405/5/20 ساعت: 20:10
غمگینم نمی دونم اینچ حسیه که یقه امو گرفتهاخه زن تو باید ابان کبکت خروس بخونهیادت رفته چه تهمت هایی بهت زدیادت رفته هر جا نشست ابروتو بردیادت رفته از بابات شکایت کردیادت رفته اولین انگ خراب بودن رو اون بهت زدچته چرا دلت اروم نمی گیرهچرا نگرانشیمگه اون همون زنی نیست ک پسراش خودش دختراش با اون ک می دو...
سر ماه
-
تاریخ: 1405/5/20 ساعت: 20:10
سر ماه هر چی به سر ماه نزدیکتر میشم استرس و نگرانیم بیشتر میشه:(دیروز یهویی برام پیامک ابلاغیه اومده هر کاری کردم وارد نشدالان دادم همکار برادرم درست کنه خواستم برم خدمات قضایی داداشم نذاشتو الان تا این درست شه تا من برم ببینم ابلاغیه چی بود نگرانی خواهم مرد:(و حال همیشگی مناسترس شدید پریسا دوشنبه ن...
رفتارهای دخترم
-
تاریخ: 1402/11/2 ساعت: 15:32
امروز از با ی واسطه تماس گرفتم در مورد بچه هام صحبت کردمگفت دختر بزرگت داره سر خود میره جایی ی ساعت بعد میاد اونم شب به ابجیش میگه دارم میرم جایی و میره ی ساعت دیگه میادالانم زنگ زدم که بگم بهش گوشی نده برگشته میگه دو روز پیش گوشی رو ازم گرفت گفت می خوام با مامانم حرف بزنمولی تو بگو اگه ب من زنگ زده...
ازدواج
-
تاریخ: 1402/8/10 ساعت: 21:59
تو خواب و بیداری بودمنمی دونستم خوابم یا بیدارمصدای مامانم می اومد با داداشم حرف می زدحس کردم بیدار شدم بیدار شدم و واتساپم رو چک کردم دیدم استوری گذاشتهاستوری از حلقه نامزدیبه دستش می اومدبهش پیام دادم ازدواج کردیگفت ارهگفتم باور می کنم؟ی عکس واضح تر برام فرستاد نمی دونستم چی بگمگفت قراره بعد از عی...
روزی جدید با هدف های بهتر
-
تاریخ: 1402/8/1 ساعت: 23:59
یه روز جدید شروع شدروزی که بهت فکر کردم و فکر می کنمولی ادامه میدم من به این ادامه دادن نیاز دارم به خاطر خودم و دخترامتو منو نخواستی و این همین جا تموم میشهمن اینده ای خواهم داشت بدون توو برای اون باید تلاش کنمارومم و اروم تر خواهم شد Adblock test (Why?)
روزهای تنهایی
-
تاریخ: 1402/8/1 ساعت: 23:59
امروز که بیدار شدمدیگه تلگراممو چک نکردمچون دیگه خبری از پیام دادنش نیسب جاش واتساپمو چک می کنم که ببینم استوریامو دیده یا نهبعد پا میشمامروز ی کم کار دارمباید تمرین کنمباید کار کنمباید تلاش کنمنباید دست از تلاش بردارمباید قوی باشمهمین Adblock test (Why?)
دلتنگی
-
تاریخ: 1402/6/15 ساعت: 6:38
حرف زدن برای کسی که نمی خواد صدای فریادهایش را کسی بشنود چقدر سخت است.روزگاری است که حرف هایم در بین سینه ام مخفی شده استحتی قلم به دست نمیگیرم چرا که نمی دانممی توانم یا نهسرگردانمدر این هیاهوی زندگیمی خندممیگریمزندگی می کنمولی نهتنها زنده هستمنوشته هایم روزیبر روی صفحه مجازی می ماندو آن روز هیچ کس...
اولین پنج شنبه دلتنگی
-
تاریخ: 1402/6/15 ساعت: 6:38
قرار بود این هفته پنج شنبه ببینمشتابستونه ی هفته در میون می اومدولی هفته پیشم کار داشت قرار شد این هفته بیادهیچی دیگهپنج شنبه رو تو خونه با دلتنگی می گذرونم Adblock test (Why?)
-
تاریخ: 1402/5/11 ساعت: 15:14
زندگی رو به روال خودش داره پیش میرهو منم در جریان این زندگی همچنان پیش میرمامروز بابای بچه ها زنگ زده بود و ی سری حرفا زد ولی هر وقت زنگ می زنه وجود من پر از استرس میشهصداش رو ک می شنوم پرت میشم به گذشته هااصلا دوست ندارم صوتی صحبت کنمابدن Adblock test (Why?)
عزای امام حسین
-
تاریخ: 1402/5/11 ساعت: 15:14
واقعا دلم می خواد برای امام حسین و عزاش گریه کنمواقعا دلم می خواد تو مجلسش بشینم و عزداری کنمولی نمی تونمانگار اشکی برای ریختن ندارمی حالیمفقط دلم ی گوشه دنج و سکوت و بغل کردن زانوهامو می خواداصلا روضه ها بگوی ذره تو دلم میره نمیرهاز این حالم بدم میادیعنی امام حسین دوسم ندارهیعنی انقد بنده بدی شدم ک...
تهدید
-
تاریخ: 1402/5/11 ساعت: 15:14
دیروز صبح چشامو که باز کردم پیام تهدید امیز داداشمو دیدممن کلا هفته درگیر کارمدرگیر اموزشمته اش دو هف ته ی بار برم دیدن حسینته اش داداشم بگه از ازادی که داری سو استفاده نکنچیکار کردمیعنی من حق اینو ندارم چند ساعت برای دل خودم باشم؟حالم خیلی بدهو واقعا دیگه دلم نمی خواد با داداشم هم کلام بشمدیگه اون ...